مرگ ....
هرگز از مرگ نهراسيده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من باري ، همه از مردن در سرزميني است كه
مزد گور كن از آزادي آدمي افزونتر باشد
اگر مرگ را بيش از اين ارزشي باشد
حاشا! حاشا ! كه از مرگ هراسيده باشم.....
شاملو
اگر چه دستانش از ابتذال شكننده تر بود
هراس من باري ، همه از مردن در سرزميني است كه
مزد گور كن از آزادي آدمي افزونتر باشد
اگر مرگ را بيش از اين ارزشي باشد
حاشا! حاشا ! كه از مرگ هراسيده باشم.....
شاملو
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 0:49 توسط سحر
|