چقدر دلتنگم
هوای خانه چه دلگیر میشود گاهی
از این زمانه چه سیر میشوم گاهی
چقدر تلخم !!! از همان تلخیها که تمام مدت به دنبال چیزشیرینی باشی تا آن تلخی رو فراموش کنی اما پیدا نکنی و همچنان تلخ مثل زهر مار باشی...
دلتنگم ! از همان ها که خفه ات می کند و تو دلیلی برای آن پیدا نمی کنی.....
چقدر سنگین شده ام !چقدر بربارم !چقدر شکیبایم.... همه اینو می گن اما نمی دونن به چه قیمتی ....
دوستی دارم میگه همه چیز یه قیمتی داره و قیمت این حرف مردم ...........خیلی زیاده مگه نه!!!!!
در این دنیا کیست کمی تسلی بدهد مرا
چه بگویم گریستن تنها کار یک ناتوان است و...
من سخت ناتوانم....
چقدر وسوسه در چشم انتخاب من است
که بر صداقت آیینه نیز شک دارم
رفیق! بار غریبی بر دوش من مانده
که احتیاج به یک دوست ،یک کمک دارم
صدا زدم که به من در قبال سکه
به زخمم چه می دهید؟
......یکی گفت من نمک دارم!!!!