+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان ۱۳۸۷ ساعت 22:41 توسط سحر
|
چقدر با همه حرفها بیگانه شده ام! کجایم؟ همچون پرنده ای بلند پرواز بر فراز همه شعرها و عشقها ، همه فهم ها و حرفها چرخ می خورم . دلم حلقوم تشنه ایست در زیر باران بهارینی که از غیب بر زمین فرو می کوبد، می بارد و می بارد هر قطره ای ، کلمه ای ؛ چه زلال ، چه خوب